خلاصه کتاب روی ماه خداوند را ببوس :

یونس دانشجوی سال آخر دکترا در رشتهی پژوهشگری اجتماعی، مراحل اولیهی پایاننامهی دکترایش را پشت سر میگذارد. پایاننامه قرار است تحلیل جامعهشناسانهای از علل گرایش دکتر پارسا، به خودکشی باشد، اما همهی درها برای گشودن این راز، بسته است. پارسا، استاد دانشگاه و با مادرش زندگی میکرده و ظاهرن مشکلی که دلیل بر خودکشیاش باشد، نداشته است. از طرفی پدر متمول سایه (نامزد یونس) گرفتن مدرک دکترا را شرط ازدواج یونس با سایه قرار داده است. سایه نیز پایاننامهی فوقلیسانس خود را با عنوان مکالمات خداوند و موسی تهیه میکند. یونس که برای سایه الگوی خداشناسی و دینداری و ایمان است، تمام وجودش را شک به وجود خدا فرا گرفته و درد و رنجهای موجود در دنیا هر دم بر شک او میافزاید و صحبتهای آرامبخش دوستش علیرضا هم تأثیر چندانی بر ناآرامی ناشی از دوری او از خدا ندارد. سایه وقتی متوجه این شک میشود، درهم میشکند. یونس با دو تن از دانشجویان پارسا آشنا میشود که به تدریج راز خودکشی دکتر را برای او برملا میکنند. دکتر پارسا عاشق دختری به نام مهتاب شده بود و تحمل این عشق افلاطونی برای وجود منطقباور او امکانپذیر نبود و زیر بار این فشار از پا درمیآید. درست زمانی که یونس در مکالماتش با مهتاب و دوست او پی به راز زندگی دکتر پارسا میبرد، سایه نیز با تمام عشقی که در روابط آنها موج میزند، او را ترک میکند. سایه اعتقاد دارد بین عشق به یونس و عشق به خدا باید یکی را انتخاب کند و به گفتهی خودش او دومی را برمیگزیند.
روی ماه خداوند را ببوس، رمانی است واقعیت گرا، در بیست بخش، که در سال هفتاد و نه به چاپ رسیده است. درونمایه از نوع عقاید و مبتنی بر جدل است. زاویه دید من راوی است .
شخصیت های روی ماه خدا را ببوس , ضمن اینکه گرفتار روزمرگی های زندگی امروز هستند، در اندوهی بزرگ و در سایه مرگ و ترس از آن، دست و پا می زنند. مرگ همه جا و همیشه در کمین آن ها است . اندوه آن ها را رها نمی کند. در جاهایی از داستان تفکرات هستی شناسانه دکتر علی شریعتی آمده و حتی نام کتابهایش برده شده (از کجا آغاز کنم؟ چه باید کرد)
روی ماه خداوند را ببوس، بعد از چند صفحه، با گره داستان شروع می شود. در این کتاب نویسنده سؤالات زیادی را در قالب گفتگو وجدل، مطرح می کند و جواب هایی هم می دهد، اما آیا خواننده همه جواب، یا جواب قانع کننده را گرفته است؟ پیرنگ داستان باز است و نظم طبیعی حوادث در آن غالب است. در پیرنگ باز همانگونه که می دانیم به سؤال ها یا جواب داده نمی شود و یا جواب قطعی داده نمی شود. در این داستان نیز چنانکه ذکر شد پیرنگ در نقطه گره گشایی، و در بخش رابطه علت و معلولی جا نمی افتد و گره گشوده نمی شود.